
برفها سر کوهها و کوهها رنگ طلایی ای یار کجایی
گلها توی صحراها همه رنگ و خدایی ای یار کجایی
دشتها همه سر سبز و جاده ها پر از نور در دلم امید دیدن تو از دور
ای یار کجایی ای یار کجایی ای یار کجایی ای یار کجایی
خورشید هنوزم خبر داره که از عشقت میسوزم خبر داره که با این همه نور تاریکه روزم
گنجیشکات میدونن صبح تا شب میخونن با دو تا دونه لونه با هم چه مهربونن
با دو تا دونه ارزن به هم عشق می ورزن تا عشق چراغشونه تو سرما نمی لرزن
ای یار کجایی ای یار کجایی ای یار کجایی ای یار کجایی
خورشید هنوزم خبر داره که از عشقت میسوزم خبر داره که با این همه نور تاریکه روزم
گنجیشکات میدونن صبح تا شب میخونن با دو تا دونه لونه با هم چه مهربونن
با دو تا دونه ارزن به هم عشق می ورزن تا عشق چراغشونه تو سرما نمی لرزن
ای یار کجایی ای یار کجایی ای یار کجایی ای یار کجایی
ای یار کجایی ای یار کجایی ای یار کجایی ای یار کجایی
ای یار کجایی ای یار کجایی ای یار کجایی ای یار کجایی
ای یار کجایی ای یار کجایی ای یار کجایی ای یار کجایی
ای یار کجایی ای یار کجایی ای یار کجایی ای یار کجایی
ای یار کجایی................................................................
_________________________________________________
در زیر باران گلوله های اعدام * پاشیده بر این خاک بذر هزاران باغ
آنان که بی پروا جان را فدا کردند * در شوره زار جنگل به پا کردند
در بستر تاریخ از خون این یاران * حماسه می جوشد از چشمه عصیان
آن لحضه که دجخیم فرمان آتش داد * سیلاب آزادی با خون به راه افتاد
در لحظه اعدام معراج این یاران * فریادشان این بود پاینده باد ایران
برادری این سو در جوخه آتش * آن سو رفیق که خلق بالاتر از آتش
***************
در زیر باران گلوله های اعدام * پاشیده بر این خاک بذر هزاران باغ
***************
برادر سرباز آنکه کنون با ماست * ای کاش پیش از این از خواب برمی خواست
اگر تفکر خشم چون آن برادر بود * تاریخ ما امروز به شکل دیگر بود
***************
در زیر باران گلوله های اعدام * پاشیده بر این خاک بذر هزاران باغ
آنان که بی پروا جان را فدا کردند * در شوره زار جنگل به پا کردند
در بستر تاریخ از خون این یاران * حماسه می جوشد از چشمه عصیان
آن لحضه که دجخیم فرمان آتش داد * سیلاب آزادی با خون به راه افتاد
در لحظه اعدام معراج این یاران * فریادشان این بود پاینده باد ایران
برادری این سو در جوخه آتش * آن سو رفیق که خلق بالاتر از آتش
***************
در زیر باران گلوله های اعدام * پاشیده بر این خاک بذر هزاران باغ
برادر سرباز آنکه کنون با ماست * ای کاش پیش از این از خواب برمی خواست
اگر تفکر خشم چون آن برادر بود * تاریخ ما امروز به شکل دیگر بود
***************
تاریخ ما امروز به شکل دیگر بود
***************
قلب تو قلب پرنده*پوستت اما پوست شیر
زندون تن و رها کن*ای پرنده پر بگیر
اون ور جنگل تن سبز*پشت دشت سر به دامن
اون ور روزای تاریک*پشت نیمشبای روشن
برای باور بودن - جایی شاید - باشه شاید*برای لمس تن عشق - کسی باید - باشه باید
که سر خستگیاتو به روی سینه بگیره*برای دلواپسیهات - واسه سادگیت بمیره
قلب تو قلب پرنده*پوستت اما پوست شیر
زندون تن و رها کن*ای پرنده پر بگیر
حرف تنهایی قدیمی*اما تلخ و سینه سوزه
اولین و اخرین حرف*حرف هر روز و هنوزه
تنهایی شاید یه راهه*راهیه تا بینهایت
قصه همیشه تکرار*هجرت و هجرت و هجرت
اما تو این راه - که هم راه - جز هجوم خار و خس نیست*کسی شاید - باشه شاید - کسی که دستاش قفس نیست
قلب تو قلب پرنده*پوستت اما پوست شیر
زندون تن و رها کن*ای پرنده پر بگیر
منو نترسون
ستار
___________________________________
به من از روزهای کوتاه شبای سرد زمستون
زوزهه سگهای ویلون شب خلوت خیابون
زیرسقفهای شکسته رگ تند باد و بارون
گنجه های پر ز هیچی حسرت یه لقمه نون
بگو بگو باهمیم ولی از دوریت نگو
منو نترسون منو نترسون منو نترسون
بگو بگو باهمیم ولی از دوریت نگو
منو نترسون منو نترسون منو نترسون
به من از سلفه برگها سینه زخمیه پاییز
ترس گنجشکهای عاشق از مترسکهای جالیز
سر موندن و نرفتن بوته با گلهاش گلاویز
پر پرهای شکستس قفسهای زرد پاییز
بگو بگو باهمیم ولی از دوریت نگو
منو نترسون منو نترسون منو نترسون
بگو بگو باهمیم ولی از دوریت نگو
منو نترسون منو نترسون منو نترسون
به من از دستهای تب دار لبای تناسه بسته
روی ریگ داغ دویدن با پای زخمی و خسته
دیدن مردی که زیر سایه خودش نشسته
با همه آواره گیهاش دل به موندن تو بسته
بگو بگو باهمیم ولی از دوریت نگو
منو نترسون منو نترسون منو نترسون
بگو بگو باهمیم ولی از دوریت نگو
منو نترسون منو نترسون منو نترسون
کسی که میپندارد تمامی میوه ها زمانی میرسند به توت فرنگی از انگور هیچ نمیداند.
آهنگ جدید و بسیار زیبای بهنام علمشاهی به نام انتقام با سه کیفیت
ادامه مطلب
آهنگ جدید و بسیار زیبای متین دو حنجره به نام مورچه ها با سه کیفیت 
ادامه مطلب
این
نسل از اوایل دهه پنجاه حضور جدی خود را اعلام كرد و سپس با حضور استاد
هوشنگ ابتهاج (سایه) در رادیو صدای تازه موسیقی ایرانی و تحولخواهی
را به گوش شنوندگان رساند. اما فضای انقلاب و شرایطی كه برای اهل موسیقی
به وجود آمد و به خصوص نسلی كه لطفی، شجریان و مشكاتیان و علیزاده و
در مرتبهای بعدتر شهرام ناظری، هنگامه اخوان و سیما بینا و...
نمایندگان آن بودند و نیز جلوگیری از فعالیت گروهی كثیر از موسیقیدانان و
خوانندگانی كه گلپا و ایرج سرآمدان آن بودهاند، هم مرزهای تحول
موسیقی نسل مركز حفظ و اشاعه را متوقف ساخت و هم اینكه با گذشت زمان
مظلومیتی را برای گروه موسیقی گلها و بهخصوص گلپا و ایرج به
وجود آورد، مظلومیتی كه این باور را در میان اهل موسیقی دامن زد كه اگر
اینگونه موسیقایی و نمایندگان آنها حضور داشتند و به كار خود ادامه
میدادند شاید اسطورهای امروز عرصه موسیقی ایران اصولا شكل
نمیگرفت.






سیدابوالحسن
مختاباد: اكبر گلپایگانی، ایرج خواجهامیری و برخی دیگر از خوانندگان
دهههای 20 تا 50 رادیو، كه یكی از پژوهشگران از این گونه موسیقایی
بحق به عنوان موسیقی رادیویی یاد كرده است، با شدت و حدتی تمام و البته با
سرعتی شگفتانگیز بازگشتهاند و جالب توجه اینكه طلایهدار
این بازگشت همان رادیو شده است، مكانی كه به اعتقاد بسیاری از
دستاندركاران امور رسانهها به رغم تمامی تغییرات
توانسته بدنه كیفی خود را حفظ كند. این بدنه البته وابسته مخاطبانی است كه
آنها هم نسل مخاطبان رادیوییاند یا به نوعی از سلیقههای آن
تاثیر گرفتهاند.
