شرمه( شعر و فال محلی اراک)
سر شرمه به نامت یا محمد(ص)*دوم کعبه به کامت یا محمد(ص)
سوم که کعبه را بتیاد کردی*امیر مومنین(ع) را یاد کردی
امیر مومنان(ع) آن شاه مردان*دل ناشاد دارم شاد گردان
به حق مصطفی(ع) سی جز قرآن*نکن تو صاحب شرمه پشیمان
_______________
بیا دختر که چشم زاغ داری*سبد بر دوش و میل باغ داری
سبد بر دوش میل باغ ما کن*سرم را بشکن و دردم دوا کن
از آن بالا هیاهویی میاید*به لنگر جفت آهویی می آید
بنازم قدرت پروردگار را*از آن گذار عجب هویی می آید
بیا دختر که باره بسته داری*به زیره چادرت گلدسته داری
از آن گلدسته ها بویی به ما ده*که صد پیر و جوان و خسته دار
خوابیده بودم زیر درخت پسته*بیدار کند محمد گلدسته(ص)
بیدار کند مرا از این خواب گران*بیدار کند مرا خداوند جهان
سر بوم آمدی چون عارف مست*عبا بر دوش و نارنج بر کف دست
عبا بر دوش نارنج بر کف دست*عبا بکشا که جای هردومون هست
لب بوم آمدی لبخنده کردی*لبت را با لبم آموخته کردی
لب آموخته کی آرام دارد*چو بره میل به شیر خام دارد
لب بوم آمدی قالیچه تکاندی*قالیچت گرد نداشت خودت و نموندی
صد دسته گل سفید و پیچیده من*برخیز و بیا نگار رنجیده ی من
SHARMEH

